تاریخی

من از بیگانگان دیگر ننالم. که با من هر چه کرد آن آشنا کرد

در تاریخ ۲۵/۶/۱۳۹۹ سایت “اولکامیز” مقاله ای تحت عنوان “حکایت «صدسال تنهایی»ترکمن‌ها / آغلاما غریب شیر تک بولارسن” بقلم “دکتر محمد نظری، فوق دکترای مدیریت” منتشر کرد. اولا باید پرسید رشته مدیریت چه ربطی به تحلیل وقایع و آنالیز جریانات تاریخی دارد، الله و اعلم!

در این نوشته کوتاه نمی خواهیم به تمامی آن چرندیات پرداخته به ان جواب دهیم، بلکه آن قسمت از نوشته که به تاریخ تورکمن مرتبط است نظر می اندازیم.

نویسنده به عهدنامه های گلستان و ترکمنچای اشاره می کند و در آن به اصطلاح از دست رفتن ۱۷ شهر قفقار  و سرزمین آخال “متعلق به ایران” و افتادن آنها به دست روسیه افسوس می خورد.

باید گفت که این شهرهای قفقاز هیچگاه جزو ممالک محروسه نبوده بلکه آنها خانات مستقلی بودند که هر از گاهی مجبور می شدند با متجاوزین شمالی (روسیه) و قداره بندان جنوبی (ایران) برای حفظ استقلال سرزمین خویش مبارزه کنند. حال اگر دو روزی شمشیر نادرشاه و یا آقامحمدخان بر گرده آنان سوار بود و از این ملت خراج و اسیر زن و جوان آورده می شد (همین کا را روسها هم به منظور ایجاد پایگاه نظامی در قفقاز می کردند) دلیلی بر صاحب شدن این منطقه به اشغالگران نیست. اگر چنین بود نظم دنیا بهم می خورد.. چرا که مقدونی ها می توانند بر نصف دنیا ادعا کنند، مغولان نیز این چنین.. ایران و آسیا و چین و ماچین را…ادعا کنند. مگر خود سرزمینی که امروزه ایران نامیده می شود تحت حاکمیت تورکمن های سلجوقی نبود؟ اگر قرار است سرزمین برگردانده شود، باید اذعان کرد که حاکمیت کل ایران باید به تورکمنها اعاده شود.

رهبر تورکمن های شرق خزر “قیات خان” در جلسه انعقاد عهدنامه گلستان شرکت کرده ماده ای موسوم به ممنوعیت ورود کشتی های جنگی ایرانی به خزر را پیشنهاد داد و آن مورد قبول واقع شد،  چرا که این کشتی ها هر از گاهی کومیش دفه و حوجانفس را به توپ می بست (رجوع شود به سفرنامه چارلز مکنزی و دیگر اسناد وزارت خارجه ایران)

نویسنده از کجا آمار کشته شدگان گوک تپه آورده است و با تأئید آنرا ۱۴ هزار و ۵۰۰ قید می کنند. تا جایئکه منابع روسی تعداد قربانیان سی هزار اعلام می کنند که اگر به آن قربانیان جانبی جنگ را (زخمی ها، شرایط اسارت، گرسنگی،…) غیره را نیز اضافه کنیم این تعداد چندین برابر می شود.

تویسنده دروغ می گوید که سرزمین آخال از ایران جدا شده است. این چیزی است که مورخین دشمن آنرا تکرار می کنند. اگر این مناطق متعلق به ایران بود پس چرا ناصرالدین شاه دوبار به سرزمین تورکمن ها (قارری قالا ۱۸۵۸ و مرو ۱۸۶۰) حمله کرد که البته در هر دو حمله مفتضانه شکست خورد… و یا بقول قیات خان در جواب سفیر روس در تهران که در دربار شاه ایران ادعا میکرد این مناطق متعلق به ایران است- گفته بود که “اگر قبر یک فارس شیعه را در این سرزمین پیدا کنید حق باشماست” و یا بقول وامبری: “پای هیچ ایرانی به این مناطق باز نشده مگر طناب به گردنش باشد.”

اگر آنچنان که نویسنده این مقاله اشاره می کنند که آخال متعلق به ایران است، پس چرا ناصرالدین شاه پس از فتح آنجا توسط روسیه اظهار شادمانی کرده سفیر ویژه ای برای تبریک این پیروزی به دربار تزار می فرستد و به افسران قزاق که در ایران خدمت می کردند ارتقاء درجه می داد. مگر فراموش کردیم همکاری ناصرالدین شاه، حاکمان قوچان و درگز را در دادن پشتیبانی به سربازان روس علیه تورکمنها در جنگ گوک تپه—اگر این سرزمین متعلق به ایران بود پس چرا ایران کوچکترین اعتراضی به این اشغال نکرد. حتی شاه قاجار در حمله به سرزمین گنبد و آق قالا توسط ژنرال روسی مادریتوف بسال ۱۹۱۶ نیز اظهار شادمانی می کند و کوچکترین اعتراضی به این اشغال و کشتار اتباع خود نمی کند.

این ادعای نویسنده تازه نیست. چرا که ناشر کتاب ترجمه فارسی اشعار مختومقلی که توسط دیه جی تهیه شده بود با کمال پررویی قید می شود که “مختومقلی در خیوه که زمانی متعلق به ایران بود بدنیا آمد.” واقعا که… متأسفم که سایت اولکأمیز این چنین چرندیات ضدتورکمنی را چاپ و منتشر می کند.

آرنه گلی

مدیر مرکز مطالعات تورکمن

۳۰ ژانویه ۲۰۲۱ برابر با ۱۱ بهمن ۱۳۹۹

آدرس مقاله در سایت الکامیز

http://www.ulkamiz.ir/?p=1492


نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا